خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگاری شد که پشتم از غم دوران دوتاستدوربینی می کنم اما نظر بر پشت پاست
۲
بی رفیق امروز پای خود در این ره مانده امای مسلمانان دعا سازید کارم با خداست
۳
لنگری آورده ام امروز از میزان عدلچون ترازو هست چشمم این زمان بر چپ و راست
۴
می روم تنها در این ره تا چه پیش آید مراهر قدم اینجا دهان شیر و کام اژدهاست
صفحهٔ ۱ از ۲