خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از غمت در سینه دل صد نامه انشا میکندطفل را این شیر در گهواره گویا میکند
۲
شمع را گردنکشیها کرد خاکسترنشینپست میگردد سر خود هر که بالا میکند
۳
شیر میگردد برون از کوه بهر کوهکنرزق خود صاحب هنر از سنگ پیدا میکند
۴
محنت ایام را با گوشهگیران کار نیستعشرت روی زمین پیوسته عنقا میکند
صفحهٔ ۱ از ۲