خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی که بر سرم آن سبزپوش می آیدصدای مقدم خضرم به گوش می آید
۲
به یاد زلف و رخش گلشن از گل و سنبلقبا دریده سلاسل به دوش می آید
۳
ندا کنند به مسجد مؤذنان هر صبححذر کنید که آن باده نوش می آید
۴
که رفته است به گلشن که عندلیب امروزخموش می رود و در خروش می آید
صفحهٔ ۱ از ۲