شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گلستان بی‌تو اشک از چشم بلبل می‌چکدرنگ و بو می‌گردد و آب از رخ گل می‌چکد
۲
مرغ دل را کشته‌ای امروز پنهان کرده‌ایخون این صید از دم تیغ تغافل می‌چکد
۳
زلف مرطوب که امشب داده آبت ای نسیمشبنم آشفتگی از شاخ سنبل می‌چکد
۴
از تردد پا کشیدن حج اکبر کردن استآب زمزم از لب جام توکل می‌چکد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth