خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یادناله جغدی شنیدم منزلم آمد به یاد
۲
از فریب و وعده های او شدم راضی به مرگشب همه شب دست و تیغ قاتلم آمد به یاد
۳
در تلاش بحر چون گرداب سرگردان شدمحسرت لبهای خشک ساحلم آمد به یاد
۴
سر نزد از کشتزار عمر من غیر از سپندسوختم چون مزرع بی حاصلم آمد به یاد
صفحهٔ ۱ از ۲