خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بده آن می که ز دل شور برآیدمستانه تبسم ز لب حور برآید
۲
چندان ز پی دانه خالی تو دویدماکنون نفسم چون نفس مور برآید
۳
آه از جگرم در هوس آن لب شیرینپر آبله چون خوشه انگور برآید
۴
از بزم تو تا دور شدم در تب و تابمآتش ز کتاب من مهجور برآید
صفحهٔ ۱ از ۳