شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردماگر وحشی غزالی بود او را رام می‌کردم
۲
در این مدت اگر اوقات من صرف ملک می‌شدبه او در بزمگاه عیش می در جام می‌کردم
۳
رهم را منتهایی نیست زان رو دورم از مقصداگر می‌داشت پایانی منش یک گام می‌کردم
۴
به کنج این قفس افتاده عاجز من همان مرغمکه تعلیم خلاص بستگان دام می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth