خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دماغ آشفتنی از بزم اهل جود می آیدز شمع صحبت این قوم بوی دود می آید
۲
نمی بینم با اهل جهان از بس که آهنگینوای مختلف از بزم چنگ و عود می آید
۳
ز چشم امتیاز خلق نور معرفت رفتهمتاع خویش هر جا می برم بی سود می آید
۴
جفاهایی که از دنیاپرستان است بر سایلکجا بر حق ابراهیم از نمرود می آید
صفحهٔ ۱ از ۲