خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دنیا هر که شد لبریز عمرش بی بقا گرددچو کشتی پر شود از آب گرداب فنا گردد
۲
نوید وصل فارغ می کند از ناله عاشق راجرس را چون گره از دل گشاید بی صدا گردد
۳
نباشد خواب آسایش به گلشن چشم شبنم رانه بیند روح راحت هر که از منزل جدا گردد
۴
به بستان از شجرها تاک دارد سرفرازی هابلند اقبالی دوران نصیب دست وا گردد
صفحهٔ ۱ از ۳