شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتشم روزی که از دامان صحرا گل کندچشم آهو را تماشاخانه بلبل کند
۲
جوش سودایم اگر چون گردباد آیم به رقصپیچ و تاب من بیابان را پر از سنبل کند
۳
نافه را ریزد به راه کاروان گردبادگر نسیم مشک چین سودا به آن کاکل کند
۴
می کند پهلو تهی از آه مظلومان فلکسیل چون پر زور افتد رخنه ها بر پل کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth