خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چمن از رنگ و بو چون شد تهی بلبل فنا گرددسرایی را که جود از وی رود ماتم سرا گردد
۲
به احسان می توان تسخیر کردن خصم بد خو راسگ بیگانه چون بیند مروت آشنا گردد
۳
پر پروانه گردد بال عنقا خود نمایی رانهال شعله از گردنکشی محو هوا گردد
۴
تهیدستی به اهل عزت آخر آورد خواریچو نی شکر شود از مغز خالی بوریا گردد
صفحهٔ ۱ از ۳