خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که زین محیط دم آب می خوردتا هست پیچ و تاب چو گرداب می خورد
۲
شب زنده دار منت ساقی نمی کشدتا صبح می ز ساغر مهتاب می خورد
۳
مستی که ز احتساب نیاید به خویشتنسیلی ز نیشتر به رگ خواب می خورد
۴
چون داغ لاله هر که سیه کاسه اوفتاداز تشنگی ز چشمه خون آب می خورد
صفحهٔ ۱ از ۲