شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چو از پای فتد دست دعا می گرددراهرو پیر شود راهنما می گردد
۲
راستی را نبود هیچ زوالی به جهانسرو اگر خشک شود باز عصا می گردد
۳
آشنایی به جوانان نتوان کرد به زورتیر ز آغوش کمان زود جدا می گردد
۴
فتنه چون گرد به دنبال مهیا داردکاروانی که به آواز درا می گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth