خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخت هستی دل سوی آن جامهگلگون میکشدبخت یاری مینماید یا مرا خون میکشد
۲
بنگر از خورشید عالمتاب عاشقپروریچشم واناکرده شبنم را به گردون میکشد
۳
حسن را گر سد ره نبود نگهبان حیاناقه هر شب محمل لیلی به مجنون میکشد
۴
از خیال باده فارغ نیست یک دم میْپرستفکر ما را سوی آن لبهای میگون میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲