خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیر بادش می کنم دود از دماغم می رودآتشم گل می کند مرهم ز داغم می رود
۲
می کند اسباب عیش از خانه ام عزم سفرروشنی از شمع و روغن از چراغم می رود
۳
در برم دل می تپد از چهره رنگم می پردبلبل و گل خانه خیز از صحن باغم می رود
۴
شیشه من از وداعش سنگ بر سر می زندخون به جای باده از چشم ایاغم می رود
صفحهٔ ۱ از ۲