خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگه مست تو خون دل احباب خوردتیغ بیداد تو از فرق اجل آب خورد
۲
از جهان گم شده مهر پدر و فرزندیور نه دستم ز چه داری سر سهراب خورد
۳
قطره می سر منصور برآورد به داروای آنکس که همه عمر می ناب خورد
۴
هر که با دشمنی خلق روان است چو بحرزود باشد که سر خویش چو گرداب خورد
صفحهٔ ۱ از ۲