خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم زین دیار آن گل بسر عزم سفر داردمرا همچون نسیم ناامیدی در بدر دارد
۲
نمی دانم که بی او حال زار من چه خواهد شدفلک در کار من امروز آهنگ دگر دارد
۳
وداعش می کنم شاید سرم در پیش زین بنددمرصع خنجری بر دست تیغی بر کمر دارد
۴
به دوش کاروان ناله بستم رخت هستی راز دنبالش رود هر کس که داغی بر جگر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲