شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان ز دنبالش ز جسم ناتوانم می رودای طبیبا خیر بادم کن که جانم می رود
۲
می نشینم بر سر راهش نمایان چون نشانهر کجا چون تیر آن ابرو کمانم می رود
۳
لذت پیکان او از بس که دارم بر جگرپیش پیش ناوک او استخوانم می رود
۴
خانهای خویش را ای قمریان آتش زنیداز کنار بوستان سرو روانم می رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth