خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی رخت گل به گلستان سر بی تن باشدغنچه بر شاخ هوا سنگ فلاخن باشد
۲
داغ در سینه گرمم چو نفس جا داردمنزل سوختگان گوشه گلخن دارد
۳
دیدن لاله کند تازه گل داغ مرااین چراغ از نفس سوخته روشن باشد
۴
قفس از آه گرفتار چه پروا داردچه کند دود در آن خانه که روزن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲