شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کردآب را موج خرامش پای در زنجیر کرد
۲
ای دم صبح قیامت این همه تأخیر چیستپاس خاطر داریی صحبت مرا دلگیر کرد
۳
هر سرمه با قد خم گشته می گوید هلالگردش ایام ما را در جوانی پیر کرد
۴
آن کمان ابرو غضبناک از سر خاکم گذشتچون هدف لوح مزارم را نشان تیر کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth