شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیمبستان به پرورندهٔ بستان گذاشتیم
۲
می‌آید از گشودن آن بوی منتیدر بسته باغ خلد به رضوان گذاشتیم
۳
در کار ما مضایقه‌ای داشت ناخداکشتی به موج و رخت به توفان گذاشتیم
۴
در خود نیافتیم مدارا به اهرمنبوسیدن بساط سلیمان گذاشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth