شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیمگر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم
۲
پیش ما یاقوت یاقوتست و گوهر گوهر استدأب ما اینست یعنی قدر گوهر نشکنیم
۳
هر متاعی را در این بازار نرخی بسته‌اندقند اگر بسیار شد ما نرخ شکر نشکنیم
۴
عیب پوشان هنر بینیم ما طاووس راپای پوشانیم اما هرگزش پر نشکنیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth