شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باغبانی کو که آید گل در آغوشم کندجامه برگ کرم چون سرو بر دوشم کند
۲
سرو قدی کو که آید جا در آغوشم کندیاد عمر رفته از خاطر فراموشم کند
۳
می روم از بزم می ناخورده آن ساقی کجاستدست من بندد سبوی باده بر دوشم کند
۴
ساغرم چون کاسه گرداب عمری شد تهیستنیست در دریا حبابی رفته سرپوشم کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth