خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اندرهنوردان کفش تنگ از پای بیرون کرده اند
۲
در بیابان جنون امروز همچون گردبادخیمه بر پا دوستان بر خاک مجنون کرده اند
۳
دست گلچینان ز گلشن بسته بیرون برده انداین گروه بی ادب در بوستان خون کرده اند
۴
نیست امید ثمر از نخل های میوه دارمنعمان احوال خود اکنون دگرگون کرده اند
صفحهٔ ۱ از ۲