خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بودگرد او آغوش من پروانه همچون هاله بود
۲
کلبه ام می گشت چون پروانه بر گرد سرمشمع در کاشانه من شعله جواله بود
۳
رفتم امشب سوی مطرب تا دلی خالی کنمکاسه طنبور او لبریز آه و ناله بود
۴
ساغر خود دوش بردم سوی بحر از تشنگیبر لب دریا نظر کردم پر از تبخاله بود
صفحهٔ ۱ از ۲