خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد بهار و رفتن خود را خبر ندادبا ساکنان باغ ندای سفر نداد
۲
هر نخل آرزو که نشاندیم بر زمیندادیم آب سبز نگشت و ثمر نداد
۳
شبنم وداع کرد و به ما چشم تر گذاشتما را به غیر آبله زاد سفر نداد
۴
اقبال را خریدم و بی زر فروختمسودای این کلاه مرا درد سر نداد
صفحهٔ ۱ از ۳