خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماندباد بهار رفت و هوای چمن نماند
۲
تاراج کرد باد خزان اهل باغ رادر غنچه رنگ و در بر گل پیرهن نماند
۳
بیرون شدم ز بیضه و گشتم اسیر غمآسایشی که بود مرا در وطن نماند
۴
صد ره به یار نامه نوشتم نکرد گوشاکنون به نامبر چه نویسم سخن نماند
صفحهٔ ۱ از ۲