شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا هر شب تب هجران آن بدخو بسوزاندبه هر پهلو که گردم بسترم پهلو بسوزاند
۲
به روی صفحه دل هر فسونی را که بنویسمدچارش گر شوم آن نرگس جادو بسوزاند
۳
نمی دانم کدامین سبز خط در باغ می آیدکه هر شب باغبان گلهای عنبربو بسوزاند
۴
به گردن بعد از این طومار آغوشم حمایل شددلم را تا به کی تعویذ آن بازو بسوزاند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth