خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی رود ز دم یاد آن جوان هرگزکسی چو من نزده آتشی به جان هرگز
۲
چونی اگر چه سراپای من ز ناله پر استنکرده ام به سر کوی او فغان هرگز
۳
به بوستان جهان غنچه یی که من دارمچو گل نمی شنود حرف باغبان هرگز
۴
مباد چشم من افتد بروی اهل جهانز خانه پا نگذارم بر آستان هرگز
صفحهٔ ۱ از ۳