شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با که روشن سازم احوال دل افگار خویشتا یکی چون شمع سوزم بر سر بیمار خویش
۲
بهر آسایش گر از غمخانه سر بیرون کنممی نهم چون سایه پهلو بر ته دیوار خویش
۳
یوسف من از خریداران کسادی می کشدبر دکان آتش زنم از سردیی بازار خویش
۴
بر سر من آسیا گردد تحمل می کنمچون نمی بینم کسی را زیر گردون بار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth