شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو و بدمستی و عاشق کشی و خنجر خویشمن و بیچارگی و عجز و نیاز و سر خویش
۲
بهر تکلیف تو ای خانه برانداز چو شمعبارها ریخته ام رنگ ز خاکستر خویش
۳
غنچه صورتم اوراق چو اسم صبح استروزگاریست که آسوده ام از دفتر خویش
۴
از رخش بوسه طلب می کنم و می گویدکی دهد آئینه ام مزد به روشنگر خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth