شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر خاک ریخت جام شرابی که داشتمپرواز کرد مرغ کبابی که داشتم
۲
شوخی نیافتم که کنم صرف عمر خویشدر شیشه بو گرفت گلابی که داشتم
۳
شستم زیار نو خط خود دست آرزوانداختم در آب کتابی که داشتم
۴
اشکم چو سنگ در گلوی شیشه شد گرهاز جوش ماند چشمه آبی که داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth