خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا آورد دوش از میر عالی نامهای سویمکه از هر جانبی دوران دری بگشاد بر رویم
۲
پی تسلیم جا دارم به سر چون خط پیشانیکه هر حرفش کلیدی شد به قفل چین ابرویم
۳
معطر ساخت چون عنبر سواد او دماغم راچو گل هر صبحدم وا می کنم او را و می بویم
۴
صفای کاغذش از بس که سازد کار صیقل راز عکس پشت او شد صفحه آئینه زانویم
صفحهٔ ۱ از ۲