شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردبادم خاک در چشم چراغت می کنمبا زبان آتشین چون لاله داغت می کنم
۲
می توانم گلشنت را سوخت از یک برق آهپاس خاطر داریی گلهای باغت می کنم
۳
باده نابم ولی چشمت به خونم تشنه استروغن بادامم اما بی دماغت می کنم
۴
با وجود آنکه می دانم کجا داری مقاملیک با خود پس نمی آیم سراغت می کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth