شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتمسر به سر مانند ابرو خواب راحت داشتم
۲
در حریمت کرده بودم پا ستون مانند شمعتیغ می بارید بر سر استقامت داشتم
۳
من چه کردم ناامید از بزم وصلت کرده ییاز تو ای بی رحم امید مروت داشتم
۴
در خیال من چو گلچین فکر گل چیدن نبوداز گلستانت به بوی گل قناعت داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth