شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده امخاک بر سر می کنم تا از نظر افتاده ام
۲
طوطیم اما ز یک پرواز بیجا ساختنصد بیابان دور از کان شکر افتاده ام
۳
بر شکست من اگر دوران کمر بندد رواستاز چمن بیرون چو نخل بی ثمر افتاده ام
۴
تا کدامین سو خرامان بگذرد آن شاخ گلهمچو نقش پای در هر رهگذر افتاده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth