شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چهره افروخت چو گل بهر تماشا رفتمجلوه یی کرد که چون سرو من از جا رفتم
۲
از غمش مردم و پا بر سر خاکم ننهادگردبادی شدم و دامن صحرا رفتم
۳
عشق را خواستم و دست ز عالم شستمسوختم خانه خود را و به دریا رفتم
۴
تن لبالب ز هوا در پی یار افتادمخر پر از بار به دنبال مسیحا رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth