خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کویت از سر خود سجده مقبل نمی دانمبه درگاه تو خود را بنده قابل نمی دانم
۲
صف مژگان او زیر و زبر کردست عالم رابه دور نرگس او سحر را باطل نمی دانم
۳
جفاجویی که چون خورشید تیغ او علم نبودجهان را گر شبیخون آورد قاتل نمی دانم
۴
در و دیوار در فریاد شد از پنبه گوشمکسی را اینقدر از خویشتن غافل نمی دانم
صفحهٔ ۱ از ۳