شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
انجام حسن او شد پایان عشق من همرفت آن نوای بلبل بی برگ شد چمن هم
۲
کرد آنچنان جمالی در کنج خانه ضایعبر عشق من ستم کرد بر حسن خویشتن هم
۳
بدمستی غرورش هنگامه گرم نگذاشتافسرده کرد صحبت بر هم زد انجمن هم
۴
گو مست جام خوبی غافل مشو که دارداین دست شیشه پر کن سنگ قدح شکن هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth