شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتمدر دل از مژگان شوخش خارخاری داشتم
۲
خانه ام چون خنده گل بود لبریز از نشاطدر کنار آشیان خرم بهاری داشتم
۳
موج می زد داغ خون در کربلای سینه امتا نظر می کرد چشمم لاله زاری داشتم
۴
از دل صد پاره چون گل بود عیش من مدامپیش از این در این چمن خوش روزگاری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth