خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گلزاری که در وی سرو قدی نیست خاموشمز طوق قمریان انداختند این حلقه در گوشم
۲
مرید غنچه ام از جا گریبان چاک می خیزمگرانی می کند چون گل قبای تازه بر دوشم
۳
کنار من ندیده روی مطلب از تهیدستیدر این وادی کمند نارسا افتاده آغوشم
۴
کنند از غنچه چیدن گلفروشان دست خود کوتهز چشم منفعت جویای بازار فراموشم
صفحهٔ ۱ از ۲