خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کند پهلو تهی کنج غم از تنهائیمدر کنار طاق نسیان مانده یی بی جائیم
۲
در پی مکن سایه چون نقش قدم از پا فتادنیست در عالم کسی را طاقت همپائیم
۳
بر جنونم سد ره زنجیر نتوان شدنحلقه فتراک می جوید سر سودائیم
۴
شورش فرزند می آرد پدر را در سماعزینهار اندیشه کن ای چرخ از رسوائیم
صفحهٔ ۱ از ۳