شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبنمم پهلو به روی بستر گل می زنمآتشی در غنچه منقار بلبل می زنم
۲
تیره بختی بین که می پیچم سر از فرمان زلفپشت دستی از پریشانی به سنبل می زنم
۳
ذکر حق از حلقه خلوت نشینان برده انددست رد بر سینه اهل توکل می زنم
۴
بر سر بازار پیش گلفروشان می رومدست خود چون غنچه بر همیان بی پل می زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth