خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنمسینه را بر سوزن مژگان بلبل می زنم
۲
سبزه بیگانه روی بیابان نیستمخط یارم حلقه بر پهلوی سنبل می زنم
۳
می کند خاموشی صیاد گیرا دام رایار را از دور اگر بینم تغافل می زنم
۴
سیدا سودا اگر مشک خطای نیستمشانه مشاطه ام دستی به کاکل می زنم
صفحهٔ ۱ از ۱