خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنمعمر را چون شانه صرف زلف و کاکل می کنم
۲
می نویسم از چمن با آن گل رو نامه ییخامه تحریر از منقار بلبل می کنم
۳
نیست حاجت زاد راه از خویش بیرون رفته راگردبادم پا به دامان توکل می کنم
۴
غنچه خسبم سیدا عمریست در باغ جهانعندلیبی گر به سر وقتم رسد گل می کنم
صفحهٔ ۱ از ۱