خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه امرخنه دیوار فانوس است چاک سینه ام
۲
از سبکروحان به خاطرها نمی آید گرانعکس را از خود نمی سازد جدا آئینه ام
۳
بر گنه کاران نوید مغفرت آب بقاستروز عید میکشان باشد شب آدینه ام
۴
از دلم سودای زلف او نمی آید برونحلقه ماراست زنجیر در گنجینه ام
صفحهٔ ۱ از ۲