خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که خو کردست با کلفت دل غم پیشه امسنگ می گردد اگر ریزند می در شیشه ام
۲
برقم و بر خرمن اهل ستم دارم گذرهر کجا خار مغیلان است باشد بیشه ام
۳
نخل سبزم از کدامین جوی آبم داده اندسایه من بید مجنون است سنبل ریشه ام
۴
هر کجا آتش علم گردد پر و بال من استنیست چون مرغ کباب از سوختن اندیشه ام
صفحهٔ ۱ از ۲