شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دام دلبری افتاده ام گمگشته تدبیرمسراپا وحشتم در کوی او آهوی تصویرم
۲
ضعیفم بر تمنای دل خود بس نمی آیمهوس دیوانه و باریکتر از موست زنجیرم
۳
عصا از خانه ام ننهاده چون پرگار پا بیروننرفته جانب صیدی ز آغوش کمان تیرم
۴
ز دوران عمرها شد تر نگردیده لب خشکمنداره قطره شیری به پستان مادر پیرم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth