خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تا پوشیده ام از آرزوی خویشتنبسته ام چون غنچه گل در به روی خویشتن
۲
دیده ام تا پیچ و تاب کاسه گرداب رامی برم خالی از این دریا به سوی خویشتن
۳
سر به صحرا می زنم تا یابم از مجنون فغانگردبادم می روم در جستجوی خویشتن
۴
یاد عمر رفته از هم ریخت اجزای مرامی روم چون برگ گل دنبال بوی خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳