خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شکر لب وقف ارباب هوس خواهی شدنزیر دست مور و پامال مگس خواهی شدن
۲
از غرور حسن هستی میوه شاخ بلندبگذرد یکچند روزی دست رس خواهی شدن
۳
بر گریبانت ز هر سو چاکها خواهد فتادزنده زنده نقش دیوار قفس خواهی شدن
۴
خط مشکین سرمه خواهد داد آواز تو رابا چراغ مرده آخر همنفس خواهی شدن
صفحهٔ ۱ از ۳